Abbas Farzami

Click here to edit subtitle

Home









عکس ها و شعار ها یکه در موترها نوشته میشود

وقتیکه از خانه  بیرون میشود و زمانیکه در شهر قدم میزنید ایا گاهی متوجه شدی که در موترها چی نوشته هست و ایا پرسان کردی که انها چرا این عکس ها  و این شعرها را میزنند پس من  هم مثل شما در بشتری  موترها بالا شدم دیدم که در بعضی موترها  چیزهای  نوشته هست اما هیجگاه پرسان نکردم که چرا این عکس ها را میزنند پس خواستم که یک جستجوی کنم که در همین جستجویم بسیاری چیزها سر خوردم و احساسی کردم که اینها توسط همنین عکس ها و نوشته ها میخواهند به مردمی خود چیزی بگویند پس روی همین هدف فلمی مستندی خواستم که بسازم و باور کنند زمانیکه از بعضی شان را مصاحبه گرفتم بسیار با خوشی حاضر به مصاحبه میشدند و همان چیزیکه در موترهای شان نوشته بود به روی کمره میخواندند از یکی دریورهایکه در لینی کوتی سنگی کار میکرد پرسان کردم که شما چرا این عکس ها و استیکرها را میزنند ؟ گفت:

به خاطری که توسط همین عکس ها و استیکرها  موتری خوده  دیزاین کردیم میتوانم که خوبتر جمپ ها را بگیرم گفتم چطو؟ گفت زمانیکه در مقابلی ما کدام چمپ قرار میکیرد نمی خواهیم که موتری ما در چمپ محکم بخوره و باعثی خراب شدنی دیزاینی موتر شود و همین باعث میشود که چمپ را خوبتر بیگیریم

و همچنان یک مصاحبه تکسی وان را گیرفتم که او هم در باری همین عکس ها استیکرها کپ میزند کفتم که 24 سی تی یو به چی معنا که در موتر های خود میزنند کفت یعنی 24 ساعت در خدمت هستیم  یعنی با همین کودی خود مارا بسیار خنداند که به من بسیار جالب بود و احساس کردم که مردم خنده و تبسم در اثری  جنگ های گدشته بخی فراموش کرده بوند اما حالا مردم خوشی و ارامی را میخواهیند نه جنگ
















روزیکه رفتیم به نهال شانی


روزی را که فراموش نخواهم کرد روزی که همی ما تصمیمی گرفتیم این کشور را سرسبز کنیم کشوری که در سابق همی جایش از زیبایی می درخشید و اسمانی آبی وزمینی سبزکه همه عاشق آش

بود و همه باهم دست به دست هم میدادند و بخاطری زیبایی کشور نهالی غرس میکردند اما…

و ماهم خواستیم که یک باری دیگر که این کشور را یعنی افغانستانی زیبایم را سرسبز کنیم و همه ای ما جوانان دست به دست هم دادیم و حرکت کردیم به سوی سرسبز ساختنی این کشوری کوهستانی به یک هدف که  ما جوانان پاک میکنیم این کشور را چه از نگاهی الوده گی هوا چه از نگاهی فساد و چه از نگاهی ظلم و ستم ما جوانان اینده ای این کشور هستیم و به ما این کشور ضرورت دارد وبه  یاری  خداوند بزرک متعال دیگراین کشوری زیبای خود را نمیگذاریم که خواروزار باشه پس روی همین هدف گفتیم بسم الله الرحمن الرحیم و هر کدامی ما یک نهال را گرفتیم و غرس کردیم به تپه

تپه ای که از انجا بشترین مرمی های دشمن به خاکی کشور زیبایی ما برخورد میکرد و تبدیل کرده بود این کشوری سرسبزرا به یک خرابه که این تپه را بنامی تپه اسکارت مینامند و ماهم خواستیم که این تپه را بنام تپه ای صلح نام گذاری کنیم با همین نهالی که در دست داشتیم و غرس کردیم و همه ای ما به گلوی پراز آروزو ها درهمین تپه صدا زدیم که…صلح میخواهیم صلح میخواهیم صلح میخواهیم او بس